به گزارش خبرنگار اتاق خبر ۲۴

سالگرد شهادت امیر کبیر صدر اعظم ناصرالدین شاه را برای صد و شصت و ششمین سال گرامی می داریم در حالی که او در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه تنها ۳ سال و سه ماه صدر اعظم بود.

امیر کبیر صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار برای مردم ایران شناخته شده است، نام او که می آید کارهای بزرگ «امیر» مقابل چشمان مردم ایران نمایان می شود.

هر آنچه که او برای ایران و ایرانی انجام داد در راستای پیشرفت کشور بود، هم از نظر پیشرفت های علمی و فنی و هم از نظر بالا بردن سطح سواد و آگاهی مردم، همگان آن ماجرای واکسن زدن به مردم را در زمان امیر کبیر شنیده و خوانده اند.

امیر برای نخستین بار برنامه واکسن را در ایران اجرا کرد، آبله کوبی برای کودکان و نوجوانان کشور از سوی امیر کبیر آغاز شد. اما پس از چند روز از آغاز آبله‌کوبى به امير خبر دادند که مردم نمى‌خواهند واکسن بزنند. برای این که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايع کرده بودند واکسن زدن باعث راه ‌يافتن «جن» به خون انسان مى‌شود!

 

امیرکبیر

 

هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى ‌درنگ فرمان داد هر کس که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله ‌کوبى سر باز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند يا از شهر بيرون مى‌رفتند.

روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همه‌ شهر تهران و روستاهاى آن فقط ۳۳۳ نفر آبله کوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هايتان آبله‌کوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مى‌شود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال گذشته از اينکه فرزندت را از دست داده‌اى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم بر نمى‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.

چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار امير کبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد…

امیر کبیر در چنین شرایطی دست به اصلاحات اساسی برای ایجاد شرایط بهتر در کشور زد، موانعی که بر سر راه امیر قرار داشت، تنها جهل و نادانی مردم آن زمان نبود، بلکه کوهی از مشکلاتی بود که از سوی دربار، خاندان شاه، سفارتخانه های کشورهای خارجی در ایران به ویژه انگلیس، تهدیداتی که از سوی روسیه و عثمانی علیه کشور می شد و نداشتن حامی، اما او در زمان کوتاه ۳ سال و سه ماه توانست باعث تحولات زیادی در ایران شود.

نام و یاد او برای کار در چنان شرایطی در میان مردم ایران پس از ۱۶۶ سال همچنان زنده است و از یاد نمی رود.

خدمت بی منت به مردم و احساس مسئولیتی که امیر در قبال مردم و کشور داشت، بی نظیر است. شاید نتوان نمونه آن را در هیج جای دنیا یافت، اما کید خناسان و دشمنان اجازه ادامه کار به امیر کبیر را نداد و آنگونه که می دانید در حمام فین کاشان به دست جلاد ناصرالدین شاه به شهادت رسید.

شاید بتوان گفت که از همان زمان سیر نزولی برای ایران آغاز شد و شدت گرفت به گونه ای که دربار شاهنشاهی در دست عوامل بیگانه قرار گرفت و کشور بر اساس میل آنها اداره می شد. ایران پس از امیر کبیر راه پس رفت را در پیش گرفته بود.

اگر فهرست وار به خدمات بزرگ میرزا تقی خان امیر کبیر اشاره کنیم مهترین آنها تأسیس دارالفنون، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه، رسیدگی به وضع مالیه کشور، سر و سامان دادن به اوضاع ارتش، اصلاح وضع چاپارخانه دولتی و … است.

باید توجه داشت که او به تنهایی و در شرایطی که، بسیار دشوار و ناهموار بود توانست آن دستاوردهای بزرگ را از خود به یادگار بگذارد.

چاه دشمنی ها با امیر کبیر در آن دوران آنقدر عمیق بود که هر کسی نمی توانست مقابل دشمنی ها ایستادگی کند و کشور را از نابودی رها سازد. اما صدر اعظم نامی ایران، نمی گفت نمیگذارند کار کنیم مانع تراشی می کنند، او کار خود را انجام می داد.

اگر در آن مقطع و به مدت ۳ سال و سه ماه امیر کبیر صدر اعظم ایران نبود، معلوم نبود که چه سرنوشتی در انتظار ایران قرار داشت.

میرزا تقی خان امیر کبیر را می توان یک مدیر جهادی و انقلابی دانست، او مقابل همه موانعی که بر سر راهش قرار داده بودند ایستاد و آنها را کنار زد تا بتواند به اقدامات خود ادامه دهد و ایران را بسازد.

چنین فردی در تاریخ ایران می تواند الگویی برای مدیران کنونی باشد، او کار شبانه روزی و بی منت را دستور کار خود قرار داده بود، امیر مردم را از بالا نمی نگریست، تا جایی که همه ایرانی ها را فرزندان حقیقی خود می دانست.

چنین اعتقادی باعث می شود تا فردی همچون میرزا تقی خان امیر کبیر که به مدت کوتاه صدر اعظم ناصرالدین شاه بود، دست به اقدامات بزرگی بزند.



لینک منبع

برچسب ها :