به گزارش خبرنگار اتاق خبر ۲۴

فوتبال ایران چه در سطح ملی و چه در سطح باشگاهی، همیشه با فراز و فرودها و حواشی ای همراه بوده است که یا به جذابیت این ورزش پر طرفدار افزوده و یا موجب دل سردی طرفداران شده است. برد ها و باخت ها، قهرها و آشتی ها، دعواها و دوستی ها و متاسفانه سحر ها و جادو ها… .

دو قسمت اخیر برنامه پر بازدید ۹۰، میزبان موضوعی بود که نه تنها در شان فوتبال شریف ایران نبود، بلکه تصور اینکه چنین موضوعی از رسانه ملی پخش شود تعجب ما و سایر بینندگان را برانگیخت. حضور جادوگران در کنار تیم های فوتبال مطرح آنقدر برجسته بوده است که وقت قابل توجهی از مهمترین برنامه ورزشی کشور را به خودش اختصاص داد.

در برنامه نود آیتم های مختلفی راجع به جادوگری در فوتبال ایران پخش شد که در آن ها از تیم های به کار گیرنده و حتی جادوگران به کار گرفته شده گزارش هایی منتشر شد. همین مطلب ما را بر آن داشت تا جهت تنویر مطلب دست به قلم شویم.

در گزارش پیش رو به وجوه تمایز، دعا، علم غریبه و سحر اشاره خواهیم کرد و معلوم خواهد شد که در فوتبال ایران از کدام یک از این عناصر به عنوان جادوگری استفاده شده است:

 

 

آیا سحر و جادو وجود دارد؟

تجربة شخصي هریک از ما و حكايات شنيده شده شكي در وقوع كارهاي خارق عادت باقي نمي‌گذارد. كمتر كسي است كه كار خارق عادت نديده يا نشنيده باشد. همة ما كم يا زياد از اين‌گونه كارها ديده و شنيده‌ايم. از معجزه پیامبران گرفته تا کرامات اولیاء خدا و همچنین جادوی ساحران همه و همه فرایندهایی است که به تعبیر چشم مادی نگر ما خارق عادت اند. لذا انکار اینکه سحر و جادو اعمال خارق عادت وجود ندارند کار عاقلانه ای نیست. اما میتوانیم بگوییم که این قبیل کار ها متنوع اند و اقسام دارند.

 

 

مخلص کلام در ابتدای کلام

كارهاي خارق عادت دو دسته است، دسته‌اي از قبيل تردستي و چشم‌بندي است و واقعاً خارق عادت نيست، مانند شعبده و دسته‌اي واقعاً خارق عادت است، مانند سحر. هر خارق عادتي مستند به تأثير اراده است و يقين به تأثير و قوت اراده اين كارهاي عجيب را ايجاد مي‌كند.

يك راه عملي به عنوان آزمون براي كشف تأثير ارادة قوي اين است كه انسان شخص يا چيزي را مدتي مورد توجّه تام خود قرار دهد، پس از مدتي آن را در برابر خود (در حاسّة خود) حاضر مي‌بيند. مراد از حاسّه، خصوص چشم نيست بلكه هر حاسّه‌اي است و اگر اراده قوي باشد، مي‌تواند آنچه را كه در حاسّه خود مي‌يابد، در غير خود يعني در احساس او ايجاد كند. این احساس است و نیاز به وجود ماده خارجی برای درک آن نیست. برای همین از واژه حاسه دراینجا استفاده شد.

صاحبان اين ارادة تأثيرگذار دو دسته‌اند: گروهي بر قوت نفس خود متكي‌اند. اينان كاهنان، ساحران، اهل تسخير و طلسم و … مي‌باشند و گروهي بر پروردگارشان اتكا دارند، اينان انبيا و اوصيا و اوليايند و كار آنها معجزه و كرامت است.

اراده انبيا و اوليا فاني در ارادة الهي است و لذا نه محدود است و نه مقيّد. فرق اعجاز و کرامت هم دقیقا همین است. یعنی کرامت محدود و مقید است، بر خلاف معجزه که نامحدود و غیر مقید است.

و به عنوان نکته آخر باید گفت که اراده‌هاي مؤثّر مي‌توانند با يكديگر به مقابله برخيزند و يكديگر را ابطال كنند.

علوم غريبه فراوانند كه مهمترین آن ها ۵ علم است: سحر، تسخير، طلسم، شعبده و كيميا و ۴ علم ديگر به اينها ملحق است: علم اعداد و أوفاق و حروف، علم تكسير، خواب مغناطيسي و احضار ارواح.

 

 

در متن حاضر به تشریح انواع علوم غریبه نخواهیم پرداخت، چرا که از حوصله بحث خارج است. اما لازم است وجوه تمایز اعمال خارق عادتی که به بهانه آن دست به قلم شدیم را بیان کنیم.

 

 

فرق معجزه با سایر امور خارق عادت

فرق معجزه با موجودات دیگر آن است که امور دیگر یک امور عادی است؛ یعنی در دسترس همگان است. همه می‌توانند یاد بگیرند و مثل آن بیاورند. فرق معجزه با امور عادی روشن است، امّا فرق معجزه با امور غیر عادی؛ مثل سحر و شعبده و سایر علوم غریبه این است که آنها راه فکری دارند؛ گرچه در دسترس توده مردم نیست، ولی خواص از انسانها می‌توانند یاد بگیرند و مثل آن بیاورند؛ یعنی راه فکری دارد راه علمی دارد. همان طوری که سایر علوم راه فکری دارد و می‌توان یاد گرفت، سحر و شعبده و سایر علوم غریبه هم این‌چنین هستند، همه اینها راه فکری دارند؛ یعنی می‌توان اینها را فهمید و مثل اینها آورد ولی معجزه راه فکری ندارد یعنی انسان نمی‌تواند بفهمد پیغمبر چه می‌کند که درخت خشکیده سرسبز می‌شود یا انسان مرده زنده می‌شود این راه علمی ندارد که کسی با آن فرمول این را بفهمد، این مربوط به قداست روح و تهذیب نفس است.

مطلب دیگر آن است که معجزه هرگز شکست نمی‌خورد، به هیچ وجه قابل شکست نیست. این معنا را قرآن کریم تکیه می‌کند که معجزه شکست‌پذیر نیست. آیه سوره«مجادله» و آیه سوره «صافّات» نشانه شکست‌ناپذیری معجزه است. [آیه این است] که ﴿کَتَبَ اللَّهُ لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی﴾؛ یعنی این جزء تثبیت‌شده‌های نظام هستی است که خدا و انبیا خدا پیروزند. نه انبیای الهی پیروزند؛ یعنی در جبهه‌های جنگ شکست نمی‌خورند؛ گاهی ممکن است به حسب ظاهر شکست بخورند و آنها را شهید بکنند، امّا هرگز منطق آنها شکست نمی‌خورد. ممکن نیست که منطق انبیا شکست بخورد همواره پیروز است.

 

 

تفاوت اعجاز با علوم غریبه

 با توجه به تعاریف بالا مهمترین تفاوت معجزه با علوم غریبه و جادو آن است که آن ها قابل شکست هستند؛ یعنی یک ساحر زبردستی می‌تواند سحر ساحر گذشته را ابطال کند ولی معجزه به هیچ وجه قابل شکست نیست. تفاوت بعدی هم این باشد که سحر و جادو راه فکری دارند و راه درس و بحث باز است، انسان می‌تواند از راه فکر آن رشته را فراهم کند ولی معجزه اینگونه نیست.

 

 

فرق علوم غریبه با جادوگری یا همان ساحری

سحر و جادو از نظر قرآن كریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه ۱۰۲ سوره بقره و ۴ سوره فلق اشاره شده است. از این آیات استفاده می شود كه برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان كه آیه ۱۰۲ سوره بقره می فرماید: “مردم سحرهایی را فرا می گرفتند كه میان مرد و همسرش جدایی می افكند”

سحر و جادو خیلی شبیه هم هستد ولی جادو عوارض جانبی و بیرونی هم دارد که در مقام مقایسه ظریف این دو نیستیم.

سحر و جادو عملی است شیطانی که با نیروهای شیطانی و اعمال و اشکال شیطانی درست میشود و شخص اعمال و اراده اش تحت اثر نیروهای منفی قرار می گیرد و ثبات وتعادل نیروها به هم میخورد. این چیزهایی که بنام دعا معروف شده و تشکیل شده است از اعداد و اشکال دعا نیستند و تماما سحر و جادو هستند.

از دیدگاه علم فقه، سحر و جادوگرى از شراب‏خوارى و شراب‏فروشى و مانند آن بدتر است، زیرا درباره شراب گرچه تعابیرى همچون «رجس» آمده و نوشیدن آن معصیت بزرگ محسوب مى‏ شود، ولى به سود (مادى) اجمالى آن اشاره شده است. اگرچه تصریح شده که گناه آن بیشتر از منفعت آن است: «… وَ اِثْمُهُما اَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما…»

«گناه و ضرر شراب خوردن و قماربازى از نفع آن دو بیشتر است». ولى درباره سحر، منفعت به ‏طور کلى نفى شده است زیرا کار بیهوده‏اى است که هیچ سودى بر آن مترتب نیست. «… و یَتَعَلَّمونَ ما یَضُرُّهم و لا یَنْفَعُهم…» «و چیزى مى‏ آموختند که به مردم ضرر مى‏ رساند و سودى نداشت.»

بنابراین چون نفع اندک هم از سحر منتفى است، از این‏رو فساد و تباهى آن ملاک تامّ براى حرمت مى‏شود. بر همین اساس ساحران از شراب‏خواران و شراب‏فروشان بدترند. سحر، کار شیطان است و بدین جهت به کار گرفتن آن کفر و موجب از دست رفتن ذخیره‏هاى آخرت است.

رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:

من مَشى الى ساحرٍ اَوْ کاهنٍ اَو کذّابٍ یُصَدِّقُه بما یَقولُ فَقَد کَفَرَ بما انزلَ اللَّهُ مِن کتابٍ «هر کس به سوى جادوگر یا کاهن یا دروغ‏گویى برود و گفتارش را تصدیق کند به کتاب خدا کافر شده است».

همچنین امیرالمؤمنین‏ علیه السلام پیش‏گویى از راه علم ستاره‏ شناسى را نهى کرده است، زیرا پیش‏گویى دروغین، انسان را به جادوگرى مى‏ کشاند و غیب‏گو همچون جادوگر است و جادوگر همچون کافر و کافر در آتش جهنم است. در این احادیث، امورى مطرح است همچون اثبات حرمت سحر، اینکه سحر در اسلام ممنوع است و از گناهان کبیره است، اینکه ساحر بهره‏ اى از فیض آخرت ندارد و دچار کفر مى‏ گردد.

به نظر اتفاق مراجع تقلید هم سحرو جادو و هم آموختن و هم استفاده کردن از آن ها حرام است.

اما علوم غریبه صرفا یک علم طبیعی است که اتفاقا راه یادگیری آن از کتاب های چنین و چنان نیست. بلکه این علوم در سینه های اهل غیب مامن دارد و سینه به سینه میچرخد تا از بین نرود. و از آنجایی که از غیب و اسرار خبر میدهد صاحبان آن مهر به زبان خودو میزنند تا فاش نشود. هرکه را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند.

از سایر جنبه ها نیز فراگیری صحیح و بدون قصد افساد علوم غریبه حرمت شرعی ندارد.

 

 

حرف آخر

بیان چند نکته الزامی است. آنچه از سحر و جادو و علوم غریبه و رفتارهای خارق عادت گفته شد ربطی به اسلام و دین ندارد. بلکه هر کدام از این ها پیش از اسلام هم وجود داشته اند و همانطور که گفتیم اسلام از این قسم برخوردهای غیر طبیعی مسلمانان را برحذر دانسته و فقها نیز حکم تحریم آن را طبق روایات صادرنموده اند.

دیگر اینکه آنچه که امروزه در کوچه و بازار تحت عنوان دعا نویسی از آن نام میبرند به هیچ وجه به ادعیه و اذکار اسلامی مربوط نمی شود. بلکه اعداد و اوراد مخصوص سحر و جادو است که به اشتباه از آن با عنوان دعا یاد می شود.

باید بدانیم که هر کسی که ادعای با خبر بودن از اسرار کرد و مدعی شد که تقدیر و سرنوشت را به میل خودش تغییر میدهد از دوحالت خارج نیست. اول اینکه یا دروغ میگوید و کذاب است. دوم اینکه درگیر سحر و جادو شده است و عمل خودش و مراجعه کننده به وی از نظر اسلام مردود و مورد غضب الهی است. چرا که با خبران از اسرار الهی ابتدا ظرفیت سر به مهر کردن رازشان را به دست می آورند و بعد مظروف سرالله می شوند. لذا صاحبان کرامت و عالمان غریبه از این جرگه خارج می شوند.

 

*** بیایید به بهانه نگارش این گزارش برگردیم که جادو گری در فوتبال بود. طبق اطلاعات موثقی که در بالا راجع به ماهیت سحر و جادو و اتفاقی که در زمین های فوتبال بعضا می افتد به آن ها اشاره شد، سودجویانی که در زمین چمن با ادعای ساحری اقدام به پول دراوردن کرده اند یا کذاب اند که حتما تا به حال دروغ هایشان برای به کارگیرندگان به مرات و کرات ثابت شده است و یا اینکه خورده ساحرانی هستند که خودشان و فریب خوردگانشان را به مسیر غضب الهی و آتش جهنم سوق می دهند.

یاد آوری این نکته خالی از لطف نیست که هیچ یک از تیم هایی که ادعا شده است از مسیر غیر طبیعی اقدام به کسب موفقیت کرده اند سر آخر پیروز نهایی نبوده اند.



لینک منبع

برچسب ها :